جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

319

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كه بخواهند ، مىتوانند به‌خاطر نيكى ، انتخاب كنند و آنكه را كه بخواهند ، مىتوانند به كيفر بدى ، از كار بر كنار سازند . على مىگويد : « اگر تو را به ولايت انتخاب كردند و همه در آن اتفاق نمودند ، به كار آنها رسيدگى كن و اگر اختلاف كردند ، آنان را به حال خود بگذار » و باز مىفرمايد : « بنگريد ! اگر حق نديديد ، نپذيريد ؛ و اگر حق شناختيد يارى كنيد . حق است و باطل ، و هريك را هوادارى است ! » اما قدرت و نفوذ حاكم ، از اجراى آن سلسله قوانين اجتماعى نيرو مىگيرد كه سودمندتر و بهتر باشند . على در خطبه بيعت مىگويد : « مردم ! من فردى از شما هستم ، سود يا زيان شما ، سود و زيان من هم هست و حق را هيچ چيزى نمىتواند از بين ببرد » و در خطبه ديگر مىفرمايد : « مردم ! به‌خدا سوگند من شما را به طاعتى ترغيب نمىكنم مگر آنكه نخست خود به آن عمل كنم و از هيچ زشتى و گناهى شما را نهى نمىكنم ، مگر آنكه پيش از شما ، از آن پرهيز و دورى نمايم » . بنابراين ، حاكم نه به خاطر حاكم‌بودن ، بلكه به‌خاطر عدالت و اجراى احكام و قوانين اجتماعى نيك و مفيد ، بايد مورد اطاعت باشد . حكومت از نظر علىبن ابيطالب درى نيست كه حاكم آن را بر روى ثروت‌ها و بيت‌المال بگشايد و به‌حد اشباع از آن بردارد و سپس آن را ميان قوم وخويش‌ها ، نزديكان ، برادران و ياران تقسيم نمايد ! ، بلكه حكومت درى است كه حاكم آن را براى برپايى عدالت ميان مردم مىگشايد كه مساوات را در نهايىترين شكل ممكن ، بين مردم برپا دارد ، هركسى را به اندازه كوشش و كارش پاداش دهد و تا آنجا كه امكان دارد از احتكار و استثمار جلوگيرى بنمايد و هميشه و در